X
تبلیغات
رایتل

فیروزکوه

اشعار احمدیزدانی

یکشنبه 27 مهر 1393 ساعت 01:29

نیستم مانند سایه یک سراب

بست ابرِ تیره رَه بر آفتاب


شد به سلطانِ قَدَرقدرت حجاب


گفت،خورشیدی اگر،ظاهر بشو


برجهانت در حضورِ من بتاب


بست لبخندش به لب نقش و به دل


گریه کرد بر ابرِ از داخل خراب


بسته شد جانت به جانِ من کنون


من نباشم می شوی نقش بر آب


هستی و بالندگیها یت منم


غافلی انگار ، هستی تو بخواب


من نباشم ابرو آبی نیست تا


مدّعی گردد به من ، حاضر جواب


آفتابم ، ذاتِ من بخشیدن است


نیستم مانندِ سایه یک سراب

احمدیزدانی

کوتوال

http://www.deemeh.blogfa.com

#کوتوال


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.