X
تبلیغات
رایتل

فیروزکوه

اشعار احمدیزدانی

سه‌شنبه 22 مهر 1393 ساعت 22:04

حرفش را نزن



حرفش را نزن



جلوۀ ناز جهان شیرین ولی فانیست ، حـــرفش را نزن

 

نازِ دنیا ،بیـــوفائیـــهایِ طـــولانیست ، حــرفش را نزن

 

آسمان در آسمان در آسمـــان در آسمــان ،تا هفـــت بار

 

هستی وافســانه اش دانش ونادانیست،حـــرفش را نزن

 

قــــرن ها از پشتِ هم رفت و بشر پشتِ بشر پشتِ بشر

 

گـــرچه طــولانیست ،نزدِ اهلِ دل آنیست،حرفش را نزن

 

شاهدِ هــرجائیِ هــرجا،برایِ اهلِ ،دل خود ســـاقی است

 

قصّه پیچیده،هوایِ سینـــه بارانیست ،حـــــرفش را نزن

 

غافلان مستندو بهتــر مسـت باشند از دو روزِ عمرِ خود

 

دورِ گردون دورِ هستی زا و طوفانیست ،حرفش را نزن

 

نیست یکسان حالِ دوران ،آسیاب است وبه نوبت متّکی

 

میشود افسونگر افسون،بُعدِ حیرانیست ،حرفش را نزن

 

با قضــا و با قَدَر در آفـــرینش پنجه افکـندن   خطاست

 

بندگی ، گردن نهادن، عینِ آسانیست ،حـــرفش را نزن

 

آنکه برکــون ومکان باحکمتش تدبیر دارد خالق است

 

دامـــن او را گرفتــــن حرفِ پایانیست ،حرفش را نزن.

احمدیزدانی

کوتوال

 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.